الشيخ السبحاني
133
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
4 - نظريهء چهارم نظريهء برخى از عرفا است كه معتقد به وحدت وجود و موجوداند و در دار وجود جز براى خداوند ، وجودى قائل نيستند همانها كه مىگويند : « العالم ما له وجود حقيقي » و يا مىگويند : هرچيز كه غير حق بيايد نظرت * نقش دوّمين چشم احول باشد منقول از مرحوم شيخ محمّد رضا قمشهاى اين است كه لازم اين قول نفى شرايع ملل و انزال كتب و بعث رسل است . اين نظر در كلمات افرادى مانند محى الدين عربى فراوان ديده مىشود ، ناچار بايد به صورتى تأويل كرد و گفت كه مقصود آنان اين است كه وجود حقيقى منحصر به حقّ است و موجودات ديگر شؤون و تجليات حق مىباشد . به طور مسلّم عرفاى شامخ كه عرفان و فلسفه را به هم آميخته و از دو مكتب بهره بردهاند ، جز اين را نخواهند گفت مانند : محقق را كه وحدت در شهود است * نخستين نظره بر نور وجود است دلى كز معرفت نور و صفا ديد * به هرچيزى كه ديد اوّل خدا ديد